امیدوار بود ، میدانست مادرش خوشحال میشود و هر لحظه که چهره ذوق زده مادرش را تصور میکرد ، تند تر میدوید.
فقط 8 سال داشت .
یک بار دیگر جیبش را چک کرد و مطمئن شد که شانه در جیبش هست.
وپدری که در دلش دعا میکرد ، مطمئن نبود دعایش مستجاب میشود و فقط برای اینکه دلش ارام بگیرد دعا میکرد..
مادر هم از این هدیه بی خبر نبود با اینکه میدانست امکان رفتن هست اما میجنگید برای همین کلاه گیسش را گذاشت و محکم کرد. با اینکه اصلا دوست نداشت ولی اشک هایش جاری شد...
پسرک که از پدرش زودتر به در خانه رسیده بود چند ثانیه ایستاد تا نفسش جا بیاید میخواست همه چیز طبیعی باشد و مادرش از هدیه او شگفت زده شود، حالا وقتش بوود ، زنگ زد.
صدای مادرش امد به ظاهر خوشحال بود اما در صدایش بغضی خاص بوود
- کیه
- منم مامان جوون باز کن
- چشم پسر گلم
در باز شد .
پسرک باعجله رفت داخل اما حواسش بوود و در را برای پدرش باز گداشت.
پدر رسید در رابست دست هایش میلرزید خیلی میترسید که پسرش از این ماجرا بویی ببرد
پسر هدیه اش را پشتش قایم کرده بوود
مادر در حالی که خودش را به ان راه زده بوود گفت : پشت دستات چیه ناقلا؟
پسر با خوشحالی تمام گفت : مامانی تولدت مبارک !!
وقتی هدیه را مادرش داد ، اشک در چشمان مادرش جاری شد وقتی دید پسرش برایش شانه ای را که دوست داشت برایش خریده ، اول دلش به حال خودش سوخت بعد به حال پسرش!!
پسر : مامانی میذاری واست موهاتو شونه بزنم؟؟
- بببببببببببله
صورت پدر خیس شده بود از عرق ، نتوانست طاقت بیاورد به ایوان (تراس) رفت و بلند گریه کرد...
بیچاره پسرک هنوز نفهمیده بود مادرش سرطان دارد..
پایان نویسنده : حسین
واسه همه سرطانی ها دعا کنید
خواهشا این مطلب رو همه جا پخش کنید

پيدايش درياي پارس (خليج فارس)
نویسنده : روزبه پارساپور
خلیج فارس بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی – تحت تاثیر فشار ناشی از آتشفشانهای فلات ایران بوده است و پایداری فلات عربستان در برابر این واکنشها تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا – ژرفای آن شده است ( علی درویش زاده 1370 )
دانشمندان زمين شناس معتقدند كه در دوران اول زمين شناسي , حدود پانصد ميليون سال پيش از اين , خشكيهاي نيم كره جنوبي به هم پيوسته بوده اند و قاره واحدي به نام گندوانا را تشكيل داده بود . اين قاره بزرگ از يك سو سراسر برزيل و آفريقاي جنوبي و از سوي ديگر قسمتي از هندوستان و گوشه اي از ايران و عربستان و تمام استراليا و قطب جنوب را در بر ميگرفته است .
140 میلیون سال قبل در آغاز دوران دوم شکاف بین اروپا و آمریکا وسیع تر گشت و شکاف بین هند و استرالیا – زمینه تشکیل اقیانوس هند را فراهم ساخت . 45 میلیون سال قبل در آغاز دوره سوم – حوضه اقیانوس اطلس پیدا شد.آمریکای جنوبی از آفریقا جدا شد و استرالیا نیز از قطب جنوب دور افتاد و به طرف شرق حرکت کرد و سپس اقیانوس هند تشکیل شد.شکاف بین آسیا و آفریقا نیز مقدمه پیدایش دریای مکران(عمان) را فراهم ساخت.در 35 میلیون سال قبل در اواسط دوران سوم – شکاف مکران گسترش یافت و شبه جزیره هندوستان ابتدا به طرف شرق و سپس به شمال تغییر جهت داد و دنباله شکاف مکران به صورت خلیج باریکی درآمد که آغاز پیدایش دریای پارس را اثبات میکند.
بعدها بر اثر جنبشهاي بزرگ مركزي زمين , در اين قاره شكستها و جدائيها روي داده , اقيانوس هند گستردگي بيشتر يافته و با درياي بسيار پهناوري كه تتيس ناميده اند پيوستگي يافت است . دانشمندان مي گويند درياي بسيار وسيع و گسترده تتيس سراسر منطقه وسيعي را كه اكنون جزاير مالزي و كشورهاي : هندوستان , پاكستان , تركيه , ايران و سرزمنيهاي قفقاز در آن واقع است را مي پوشانده است .
پس از گذشت هزاران سال (در دوران سوم) چين خوردگيهاي عظيمي در زمين بوجود آمده كه بر اثر آن كوههاي آلپ , البرز و هيماليا پديدار شده اند و آن درياي عظيم قطعه قطعه شد كه حاصل آن درياي سياه , درياچه كاسپين درياچه اورال و غيره از بقاياي آن است . به دنبال اين تحولات سي و پنج ميليون سال پيش از اين زمان , در دوران سوم معرفه الارضي شبه جزيره هندوستان اول به جانب خاور , سپس به سوي شمال بالا رفت و بر اثر جنبشها در دنباله شكاف مكران (عمان ) درياي پارس پيدا شد . درياي سرخ و خليج عدن و كوههاي فلات پهناور ايران حاصل شكستگيها و جنبشهاي ديگر است .
درياي پارس در آغاز , بسيار پهناور و وسيع بوده . به صورتيكه قسمت بيشتر جلگه هاي برازجان , بهبهان و خوزستان ايران را تا به كوههاي زاگرس تا اواخر دوره سوم زمين شناسي در زير آب بوده اند و رودهاي دجله و فرات جدا جدا به آن دريا مي ريخته اند . ( فرهانی 1372 – 21 )
جنوب آسيا پس از چين خوردگي ها عهد سوم و متلاشي شدن قاره گندوانا بارها در معرض تهاجم و تجاوز آبهاي اقيانوس هند واقع شد . سرزمين سرانديب بر اثر جزر و مدهاي مهيب از هند جدا افتاد و مالايا , هندوستان و عربستان بر اثر تجاوز آب به شكل شبه جزيره در آمدند و درياي سرخ كه در آغاز از متلاشي شدن درياي عظيم تتيس و پيدايي آن تنها با مدينترانه راه داشت از طريق باب المندب به اقيانوس هند مربوط گرديد . درياي پارس امروزه با وسعتي در حدود 237473 كيلومتر مربع (اندازه گيري شده توسط مديريت هيدروگرافي سازمان جغرافيايي ايران، سال 1386) پس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب میشود.
لازم به ذکر است که مطالعات پارسر در خلیج فارس بیش از شش سطح را نشان میدهد که آثار آن در اعماق 9 – 18 و 100 متری عمق خلیج فارس ردیابی شده اند.وی بر اساس شواهد مرفولوژیک اثبات کرده است که حداقل 3 بار خلیج فارس تا مجاورت تنگه هرمز عقب نشینی کرده و خشک شده است.اما طبق مطالعات پارسر این رخدادها همگی قبل از 17 تا 20 هزار سال پیش اتفاق افتاده است.(رامشت 1382 – 28)
مراسم ازدواج دردين زرتشت
نخستين گام ، خواستگاري است و تحصيل رضايت دختر و پدر و مادر او است . پس از حصول رضايت مراسم به اين صورت انجام مي گيرد :
1- بستگان درجه يك پسر به خانه دختر مي روند و نامه اي از پسر خطاب به پدر و مادر دختر همراه مي برند . محتواي نامه بر روي كاغذ سبز نوشته مي شود تا از ميمنت و مباركي برخوردار باشد .
2- چند روز بعد از طرف خانواده دختر پاسخ نامه نوشته مي شود و با تشريفاتي مشابه به خانه پسر توسط بستگان درجه يك دختر برده مي شود . طبق تعاليم زرتشت : هر دختر يا زني را كه خالي از موانع زناشوئي باشد ، مي توان خواستگاري كرد . رضايت طرفين به معناي انعقاد پيمان زناشوئي نيست .
3- از طرف خانواده پسر ، يك حلقه ، يك سيني نُقل و چند كلّه قند و چند متر پارچه جهت لباس دختر تهيه مي شود . در روز معيّن اين اشياء به خانه عروس برده مي شود . حلقه توسط يكي از بستگان درجه يك داماد به انگشت دختر مي شود و پذيرائي به عمل مي آيد .
4- چند روز بعد ، اقدامي مشابه از سوي خانواده دختر در حق داماد بعمل مي آيد .
در تعاليم زرتشت آمده است كه : " تشريفات نامزدي را هنگامي مي توان اجرا نمود كه دختر كمتر از 14 و پسر كمتر از 16 سال نداشته باشد . تشريفات نامزدي با مبادله حلقه و هدايا در حضور بستگان و لااقل " هفت نفر " معتمدِ زرتشتي كه كمتر از 25 سال نداشته باشند ، انجام مي يابد " .
5- در هنگام ازدواج يعني پس از مراسم نامزدي ، اقدامات زير صورت مي گيرد : وكيل پرسان يا " دهموبد " كه پيشواي مذهبي باشد ، به اتفاق عده اي از مهمانان داماد كه تعدادشان نبايد از " هفت نفر " كمتر باشد ، به منظور گرفتن رضايت دختر براي انجام مراسم عقد به منزل عروس مي روند . عروس به حمام رفته ، آرايش كرده و در صدر مجلس مي نشيند و يك پارچه سبز روي سر او مي اندازند به طوري كه صورتش پيدا نباشد . زنهاي ديگر در دو طرف او قرار دارند . دهموبد و همراهان در حالي كه لاله هاي روشن در دستشان است ، با آهنگ هبيروشاباش وارد شده و جلو عروس مي روند و پيشواي مذهبي از دختر مي پرسد :
بنام خدا از شما " دخت ... " مي پرسم آيا با زناشويي با " پور... " راضي هستي ؟
" دهموبد " اين سئوال را چند مرتبه در ميان هلهله و شادي تكرار مي كند . غالباً در مرتبه سوم يا هفتم عروس مي گويد : بلي . پس " دهموبد " از عروس مي پرسد : چه فردي را نماينده يا وكيل خود قرار مي دهي ؟ عروس پدر يا برادر خود را به اين سمت نامزد مي كند . پس از شنيدن اين اقرار ، " دهموبد " و همراهان به منزل داماد باز مي گردند .
6- گواه گيران ؛ نماينده عروس به اتفاق عده اي از ميهمانان عروس به خانه داماد مي آيند و اشياء زير را با خود مي آورند : يك تخم مرغ ، يك قطعه پارچه سبز ، لباس داماد ، چند كلّه قند و مقداري شيريني و آويشن و سنجد . آنگاه آئين مذهبي " گواه گيران " ( = عقد ) آغاز مي شود . داماد در صدر مجلس و نماينده عروس روبروي او نشسته است . " دهموبد يا موبد " در كنار داماد قرار مي گيرد . پس از تحقيق در اينكه عروس و داماد قبلاً با ديگري در رابطه با زناشوئي حرفي نزده اند و يا قرار ازدواج نگذاشته اند ، اوستا را با صداي بلند مي خوانند . در اين هنگام داماد و نماينده عروس ايستاده و " كمربند مخصوص " ( = كُشتي ) را از كمر باز كرده و دوباره آن را مي بندند . سپس موبد ، مراسم گواه گيران را كه به منزله اجراي صيغه عقد ازدواج زرتشتيان است ، انجام مي دهد . پس از پايان ، ايستاده و دعاي تندرستي عروس و داماد را مي خواند . در تمام اين مدت داماد و نماينده عروس دست در دست بر روي قند دست گذارند . پسر بچه اي كه معمولاً با داماد نسبت نزديكي دارد ، پشت سر داماد مي ايستد و انار شيرين و پارچه سبز و قيچي و تخم مرغ و .. را در دست گرفته ، روي سر داماد نگاه مي دارد . پس از پايان مراسم " دهموبد " تخم مرغ را با تمام قدرت و نيرو از پشت بام به خارج مي اندازد و انار شيرين به داماد داده مي شود كه بعدها با عروس بخورند .
7- عروس كشان ؛ يا عروس بران . چون آخر شب مي شود ، پس از صرف شام و پراكنده شدن ميهمانان ، " دهموبد " به همراه چند تن از نزديكان داماد به خانه عروس
مي آيند تا عروس را به خانه داماد ببرند . (1)
اُرد بزرگ : با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید .
من کاملا همینطوریم یعنی تا جایی که میتونم از خود گذشتگی میکنم (البته از نظرخودما) یعنی از این جور ادما خوشم میاداونایی که گذشت میکنند. من این جمله رو به وضوح تو زندگیم دیدم وقتی ازیه نفر میگذرم احساس ارامش میکنم واحساس بزرگی و کرامت خاصی به ادم دست میده
اُرد بزرگ : با بردباری همه چیز در چنگ توست .
راستش تو این مورد اصلا این اخلاقو ندارم وزود از کوره در میرم اما سعی میکنم تا کمتر عصبانی شوم چون واسه افراد دیگه اینو هم به وضوح دیدم یه ادمایی هستن که با خونسردی همه کار های خودشونو انجام میدنو موفق هستن
اُرد بزرگ : بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم .
اصلا از این کار حالم بهم میخوره یعنی نمیدونین چقدر از این کار بدم میاد که یکی رو خراب کنم تا خودم ساخته بشم اصلا وبه اونایی که چنین عقیده ایی دارن توصیه میکنم که همچنین ادمایی نباشین عزیزان
اُرد بزرگ : برای آنکه فربه شوی ، نخست با خود یکی شو .
خوب نظر خاصی ندارم ولی خوب خیلی قشنگه
اُرد بزرگ : پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد .
اره به این خیلی اعتقاد دارم شاید اگه خیلی از پدر و مادر ها این رو رعایت کنند بچه هاشون بیشتر به حر فشون میکردن درست مانند مثل های قدیمی
اُرد بزرگ : تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است .
اره این یه حقیقت زندگیست که خیلی ها اونو انکار میکنند باید اینرو حتما حتما بپذیریمتا چیزی رو از دست ندی چیز دیگه ای رو بدست نمیاری درست مثل یه معامله شما نمیتونید بدون دادن پول چیزی روبخرید یعنی پول رو از دست میدید و بجاش جنس خود تون رو تحویل میگیرید یا مثل ادمای نابینا ...
انیشتين در سر سفره هفت سين دکتر حسابی
سنن ايرانی احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست را یاد می دهد
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و آن ها را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارت های دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گل ها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت:
" برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین بيست دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم هفت سين سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم.. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن ده هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن ده هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درخت ها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. بعد از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشم هایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید «آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد.» آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرم و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه ده هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از ده هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
نوروز، آیین به آفرین در فرهنگ ایران بزرگ
نویسنده : رحمت الله بیژنپور پژوهشگر خراسان بزرگ ایران زمین ( افغانستان )
آیین دیرین گاه نوروز، در زبان پهلوی وفرهنگ پهلوان ایران زمین، از پهناور ترین نماد های پایدار اندیشه آفرینی انسان درهمه ی عالم و در ویژه آدم آریایی است. آیین درواژه شناسی زبان پهلوی اخلاق ، ادب و عادات، اما در فرهنگ زبان فارسی به روش وشیوه های کرداری ترجمه شده است. آیین نوروز، تمامی آن روشها، آهنگ برپاداری رواجهای شهر یاران، آذین بستن پیرامون ، آرایش شهر ونشانه های نشاط در بساط همه مردم آریایی ایران بزرگ است. نوروز یا آغازین روز سال نو فراتر از ادیان و کهن تر از سنتهای بسیاری است که بشریت برای خود پیراسته است. گستره جشن هزاران ساله نوروز متعلق به حوزه ایران بزرگ است که توسط استعمار روس و انگلستان چندین پاره شده است . مناطق ایران بزرگ امروزه شامل : ایران کنونی - تاجیکستان - جنوب ازبکستان - ترکمنستان - آذربایجان قفقاز - ارمنستان - کردستان ترکیه - کردستان عراق - افغانستان - کردستان سوریه - بخشهای شیعه نیشن عراق - بحرین - بلوچستان پاکستان است .
گوشه از هزاران سال هنر در تاریخ ایران زمین
هنر در عهد هخامنشيان
هنر ايران از بیش از سه هزار سال پیش از ظهور دولت قدرتمند هخامنشیان در ایران پایه گذاری شده است . در عهد هخامنشيان عمدتا بر پايه ي بزرگداشت مقام پادشاهان اين سلسله استوار بوده است. هنر اين عصر تركيبي است از هنر اقوام گوناگوني كه تابع پارسيان بوده اند و هخامنشيان با بهره گيري مناسب از اين هنرهاي مختلف و ريختن كليه جلوه هاي هنري اقوام و ملل مختلف در يك قالب به هنر خود اعتلا بخشيده اند. علاوه بر بزرگداشت شاهان، اجراي مناسك و آيين زرتشتي نيز از مظاهر اصلي هنر در اين دوره است كه سبب ايجاد نوعي سمبوليسم هنري در آثار هنري هخامنشيان شده است. از ديگر جلوه هاي هنري اين دوره رواج هنر كنده كاري، حجاري، پيكر تراشي، فلزكاري، كاشي سازي و قالي بافي است . آثار برجا مانده عمق پيشرفت هنرمندان ايراني را در اين رشته هاي هنري به تصوير مي كشند. نقش برجسته هاي تخت جمشيد نيز در زمره ي گنجينه ي هنر دوره ایران هخامنشي به شمار مي روند كه هر يك مجموعه اي از تصاوير غني و نقوش دوران هخامنشي را به نمايش مي گذارند و علاوه بر آن گوياي بسياري از آداب و رسوم رايج در دربار هخامنشي اند.
در نقش برجسته هاي تخت جمشيد صحنه هايي از مراسم و مناسك رايج در پايتخت شاهان هخامنشي وجود دارد كه عموما پيكره ي پادشاه، كانون اصلي هر صحنه است. در اين كنده كاري هاي زيبا كه بر دل كوه نقش بسته دسته هاي آورندگان هدايا، صحنه بار عام پادشاه و ديگر نقوش برجسته ي مربوط به آرامگاه به نمايش گذارده شده است . اين كنده كاري كاري ها درعين حال كه همگي حكايت از تبحر و مهارت سنگ تراشان دارند هر يك گوشه اي از مراسم و وقايع سياسي مذهبي آن دوران را به نيز نمايش مي گذارند. ويژگي اين آثار بيشتر در آن است كه نشان مي دهد هنرمندان پيكر تراش روزگار هخامنشي به طور كامل در خدمت اجرا و طرح نقوش خود بوده و مجالي براي بروز تمايلات شخصي خود نداشتند و به عبارت ديگر، كاملا مطيع به شمار مي رفتند.
گاهشماری در ایران باستان
تقویم ایرانیان در گذر تاریخ
مطالعه تاریخ ایران باستان و تحقیقات اخیر در این زمینه نشان میدهد که انواع تقویم رسمی و محلی از روزگاران پیشین در ایران کهن معمول بوده است که از میان آنها سه تقویم زیر دارای اهمیت بیشتری بوده است :
فرس قدیم ( هخامنشی )
اوستایی قدیم
مجوس و مغان
تقویم هخامنشی :
تقویم رایج در اوایل حکومت شاهنشاهی هخامنشیان به نام فرس قدیم یا فرس هخامنشی معروف بوده است . متون کتیبه های باقی مانده از داریوش بزرگ در کوه بیستون در کرمانشاهان و سایر فرمانهای شاهان هخامنشی ما را از تقویم رسمی امپراتوری سترگ ایران زمین و چگونگی اصول زمان سنجی در آن روزگاران آگاه میسازد . متون این کتیبه ها و محتوای فرمانها بیانگر این حقیقت اند که ایرانیان قدیم سال را به دوازده ماه تقسیم میکردند و فصول را می شناختند . ماه های هخامنشی و معنای برخی از آنها عبارت است از :
بهشت و دوزخ در دین زرتشت
روشنایی و تاریکی
کیش زرتشت مبتنی از سه اصل است:هَُومَت(اندیشه نیک)،هََُوخت(گفتار نیک)،هُوَرِشت(کردار نیک)است.که در برابر آن سه اصل اندیشه بد،گفتار بد،کردار بد قرار دارد.
برای گروندگان به اصول نیک یا بد مکان و مقام هایی برای پاداش و عقاب مهیاست.سه اصل اندیشه نیک ،گفتار نیک،و کردار نیک از هر حیث تازه و بکر بود،زیرا تا آن روز کسی نظیر آن را در جهان نگفته و تعلیم نداده بود.این سه دستور برجسته و مفید در کتاب اوستا به اندازه ای مورد توجه است که بطور مکرر از آنها نام برده شده و به خوبی ستوده شده است.علت عظمت و اهمیت تعالیم سه گانه بسیار واضح و روشن است،زیرا اساس و پایه تمام نیکی ها و روشنی هاست.
اندیشه نیک،گفتار نیک به بار می آورد و در دل انسان تخم نیکی می پروراند و نتیجه آن به صورت اعمال و کردار پسندیده در می آید و به عالم بشریت سود می رساند و باعث آسایش و رفاه خلق خدا می گردد.این سه آموزه ایرانی هیچگاه شامل حال زمان نمی شود و هیچ زمانی نیازمند به بروزرسانی ندارد . زیرا تا دنیا دنیا باشد بشریت به این سه آموزه نیک نیازمند است .
اُرد بزرگ : اگر به سخنتان پایبندید، نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید .
اُرد بزرگ : اگر به یک خردسال ناروایی شدیتان ، بی پروا از او پوزش خواه.
اُرد بزرگ : اگر بستانکاری دیگران را در هنگام توانایی ندهی ، بویژه هنگامی که او درمانده باشد ، فر خود را باخته ای .
اُرد بزرگ : اگر بر اداره خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را خواهند ساخت .
اُرد بزرگ : اگر بپذیریم همه ما آنگونه که می بینیم و در می یابیم ، می گویم و روشنگری می کنیم باید بن زندگی را دایره ای بزرگ بدانیم که همه چیز را نیز دایره ترسیم کرده است برسان : چرخش روزها ، شکل کلی و نوع حرکت اختران و سیارها ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، جنبش اتم و …
اُرد بزرگ : اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .
او بسیار صریح و بی پرده بازیگران آسیایی را بدینگونه می شمارد :
دو دسته آسیای دوری ها (ژاپن ، چین ، کره ،…) و تازی ها ( عربها ) بر آسیا سوارند برای اینکه شمار آرایشان بیشتر است .
سازمانهای ارزی (اقتصادی ) آنان گویایی بافت بومی و یکدست سرزمین آنهاست.
با نگاهی عمیق و تاریخی از سران کشورهای این منطقه می خواهد که دیدگاه " راه ابریشم" را نپذیرند :
خاوریها بویژه ژاپن و چین تنها گزینه ای که تا کنون برای نگاه داشتن یکپارچگی آسیا آفریده اند همانا " راه (جاده) ابریشم" است .
و اما چرا ابریشم ؟!
این را باید از ژاپنی ها و چینی ها پرسید !
راهی برای پیوند سرزمین ما با آنها بوده است سرنام ( عنوان ) ابریشم هم نشانه سود خواهی آنها و چیرگی بر پیشینه دیرینه آن است آنان هماورد خودرو ( مسابقات رالی ) و یا داستانهای سیمایی ( سریالهای تلویزیونی ) در راستای گسترش این دیدگاه به گونه ای یک سویه ترتیب داده و یا ساخته اند .
آنچه مردم قاره کهن به آنها بخشیده اند اگر همچون ابریشم مادی نباشد اما در ارزش گذاری از ابریشم بسیار با ارزشتر است .
به گفته یکی از برجسته ترین دانشمندان چین ادب و خرد آنها در گروی فرهنگ سرزمین ماست.
آنها از راه همین جاده ، که نام آن را جاده فرهنگها می گذارم 400 سال پس از نگارش "شاهنامه" بکلک استاد فردوسی ، سروده های او را بی کم و کاست به چینی برگردانده و همه سرنامها و نامها را برای خود بدلخواه بر می گردانند و بر پایه آن سروده ها صدها نمایش کهربایی ( فیلم سینمایی ) رزمی برای خود ساخته اند ! …
بله راه فرهنگ ها و نه ابریشم …
هشدار :
سرزمین های کوچ نشین (مهاجر نشین) ، دارای منش و خوی ویژه نمی باشند قاره آمریکا و استرالیا پهنه ای بزرگ از کوچندگان ناهمگون است پس صدها سال با یک برآیند همگیر بازه (فاصله) دارند .
هشداری دیگر :
در کشورهای ساتراپ های پیوسته (ایالات متحده) آمریکا ، کانادا و استرالیا از برای بودن اروپائیان در بافت زورمند چپیره آنجا ، به روشنی می توان چهره پنهانی و سود جوی باختر را دید .
سپس به بن نظریه خویش می پردازد و ریشه آشوب تاریخی منطقه ما را می کاود:
ریشه آشوب
دانشمندان اروپا در یک بررسی پیشینه ای (تاریخی) به این فرآیند رسیدند که باید چنبره ای (حلقه ای) بزرگتر از مرز های سیاسی بین خود و همچنین " سرزمین ما " به گونه نادیدنی بکشند.
رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان
درباره توسعه و گسترش آموزش و پرورش که از عوامل اصلی و اساسی رفاه و تامین اجتماعی است هخامنشیان کوشش بسیار زیادی به عمل آوردند و برخلاف تصور چنانکه منابع تاریخی نشان می دهدعموم مردم از آموزش و تحصیلات برخوردار بودند و مانعی برای تحصیل کسی وجود نداشت .
البته فرزندان طبقه اشراف و بالای جامعه از آموزشهای متفاوتی برخوردار بودند که عملا توسط قشر پایین جامعه دسترسی به آن امکان پذیر نبود . همانطوری که امروز هم وجود دارد . وظیفه تعلیم و تربیبت در اوایل حکومت هخامنشیان برعهده موبد موبدان و روحانیون مذهبی بود و پس از آن به تدریج اقشار دیگر جامعه از جمله دانشمندان به این حوزه وارد شدند.
تربیت کودکان و نوجوانان در این دوره بیشتر با این هدف صورت میگرفت که آنان را دلیر و فداکار و خردمند و مفید به حال کشور پرورش دهند .
در نظام آموزشی عصر هخامنشی فرد ایرانی میبایست چنان پرورش مییافت که برای جامعه عضو مفید و سودمند باشد و منظور از تربیت آن بود که جوانان را دلیر و فداکار، خردمند و آراسته به زیور اخلاق و بالاخره مفید به حال کشور و جامعه بار آیند.
در همين واقعه رستم حق دارد كه دربارهى رفتار اسفنديار، به زال مى گويد:
تو بينى به بيداد كوشد همى! به من زور و مردى فروشد همى!
انسان وقتى رستم را مى شناسد، مى بيند از رستم ميزيبد كه هر چيزى را تحمل نكند و در تنگناهاى دشوار حيات، استوار و پابرجا بماند.
نيز بايد عرض كنم كه قهرمانان فردوسى با طبايع گوناگونند، از قبيل: رستم، سهراب، اسفنديار، سياوش، زال، كيخسرو، كاوه، افراسياب، ضحاك، زنان و ديگران و همه در حد خودشان خوب خلق شده اند و درصحنهى داستان خوب، بحركت ورفتار در مى آيند.
اُرد بزرگ
سخن گفتن از ارد بزرگ کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه اندیشه و هنر می دانم آنست که زاده شهر توس نو (مشهد )است اما پدرش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است به لحاظ نژادی به سلاجقه متصل می شوند چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا و فرارود بودند (ناحیه ای که همکنون کشورهای تاجیکستان ، جنوب شرقی ازبکستان ، شرق ترکمنستان و قسمت شمالی افغانستان است ) که طغرل سلجوقی منصور جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشید و رفته رفته گستره ای پهناوری از مرز چین تا مدیترانه به فرمانش در آمد آنان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و منطقه بختیاری ایران ساکن شدند زبان آنان ترکی است البته با زبان ترکی آذربایجان کاملا متفاوت است آنان دارای گویشی روان و آمیخته با فارسی دارند. بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و بفرمان ملک شاه سلجوقی که عاشق فرهنگ نیاکان و فردوسی بود تقویم خورشیدی ( جلالی ، شمسی ) را با کمک خیام و گروهی دیگر از نخبگان سرزمینمان ایران در مقابل هجری قمری تازیان ایجاد نمود .
ادامه در ادامه مطلب....
سخنان معروفش:
اُرد بزرگ : آن که به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است .
اُرد بزرگ : آزادی بدون دانایی بدست نمی آید .
اُرد بزرگ : مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد .
اُرد بزرگ : آن که دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .
اُرد بزرگ : آن که نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد .
اُرد بزرگ : آن که همزمان پرسشهای پراکنده در حوزه های گوناگون می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی شما را تباه سازد .
اُرد بزرگ : آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است .
اُرد بزرگ : آن که به سرنوشت میهن و توده آدمیان سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .
اُرد بزرگ : آن که برنامه ها را از پایان به آغاز مورد ارزیابی ( نقد) قرار می دهد ، در حال سرپوش گذاردن بر روی چیزی است .
اُرد بزرگ : آن که می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد .
اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود .
اُرد بزرگ : آن که راستی نپوید ، گرفتار آمیزش ، با اهریمن است ، فرزند این آمیزش ، آشوب است و شورش .
اُرد بزرگ : آن که زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد ، و بدین گونه از هر چه داشت ، تهی گشت .
اُرد بزرگ : آن که از آینده سخن می گوید و آن را می سازد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش در میان ماست او زاده می شود و باز هم .
اُرد بزرگ : آن که درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد باز از دیدگاه همگان بی سواد است .
اُرد بزرگ : آن که در بیراهه قدم بر می دارد آرمان خویش را گم کرده است .
اُرد بزرگ : آنان که تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت .
اُرد بزرگ : آنان که از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .
اُرد بزرگ : آنان که پژوهش کرده اند تنها به داشته های درونی خویش آشنا شده اند و این دستآویزی بر خوار شمردن دیگران نیست ، کسانی به این رازها می رسند بی کوچکترین پژوهشی ، آنها با کار و نگرش در ژرفای آفریده های این جهانی به بسیاری از ناگفته ها پی می برند .
اُرد بزرگ : آنانی که خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای بشری نیز نخواهد بود .
اُرد بزرگ : آنانی که سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند .
اُرد بزرگ : آدم پول دوست راه های احساسش ، کم رفت و آمد است
اُرد بزرگ : آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد .
اُرد بزرگ : آدمی با گرفتن کینه دشمن ، زندگی را بر دوست نیز تنگ می کند .
اُرد بزرگ : آدم خود بین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد .
اُرد بزرگ : آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به پول ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد .
گوشه اى از هنر فردوسى بزرگ
وظيفه دلپذيرى به بنده محول شده است كه در اين مجلس شريف در باب شاهنامه ى فردوسى سخن بگويم، اين كار را باكمال ارادت و اعتقاد به فردوسى ازسراخلاص پذيرفته ام بعلاوه خوشحالم كه براى نخستين بار به زيارت سرزمين كرمان و هموطنان عزيز اين سامان نايل شده ام. بخصوص كهيكى از استادانم- دانشمند بزرگوار، شادروان احمد بهمنيار- از اين خاك پاك بود و بر بنده حق تعليم و تربيت داشت اكنون دردياراو با نام گرامى او آغاز سخن مى كنم.
حقيقت، اين است كه آنچه بنده، تحت عنوان گوشه اى از هنر فردوسى عرض خواهم كرد، نكات تازه اى نيست كه حضارمحترم به آنها توجه نفرموده باشند. ولى براى اين كار كه از افتخار شركت در بزرگداشت فردوسى بى نصيب نمانم، چند كلمه اى به عرض مى رسانم.
والنتاین یا سپندارمذگان ؟
عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: " تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي ، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند . سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند! جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند ، اما همراه وهمزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند ! همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي نام "سپندارمد گان" به گوششان نخورده است.
گروه خونی O:
این یک گروه خونی کلی و اصیل است و افرادی که این گروه خونی را دارند در سرتاسر جهان وجود دارند. به همین دلیل نیز اهداکنندگان عمومی هستند، چرا که گروههای دیگر از آن مشتق می شوند. پس همه می توانند دریافت کننده آن باشند.
افرادی که این گروه خونی را دارند از نظر ویژگی های روانشناسی و شخصیتی افرادی اجتماعی و سالم بوده ، تمایل به خوردن غذاهای گوشتی و میوه ها دارند و میل چندانی به گروه غلات ندارند.
چنین افرادی می توانند سیاستمدار، وزیر، سرمایه گذار یا ورزشکار خوبی باشند.
می خواستم یه خبر فوق العاده به کسانی که بشدت به وطنشون عشق می ورزن بزارم و اون اینه:
عضويت در طرح پاسداران خليج فارس
ضمن ارزوی ثبت نام در این طرح خواهشمندیم این لینک رو در وبلاگ هاتون بزارین تا همه در اون سهمی داشته باشیم.
حضرت مولانا :
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوي ما آيد نداها را صدا
آنكه تخم خار كارد در جهان هان و هان او را مجو در گلستان
مولانا فقط ايراني است و بس
تلاشهاي گستاخانه كشور بي هويت تركيه براي مصادره انديشمند - عارف - فيلسوف و شاعر بلند آوازه ايران زمين ، مولانا ( مولوي ) جلالالدين محمد بلخي ( و نه رومي ) روز به روز ابعاد وسيع تري به خود ميگيرد . بي كفايتي مسئولان ايران و سهل انگاري مردم ما كار را به جايي رسانده است كه مسئولان تركيه در سفر هيات اعزامي از سوي دولت ايران به آن كشور كتاب شاعر خودمان را به خودمان هديه مي دهند !! علي لاريجاني در سفري كه در نيمه نخست سال 86 به تركيه داشت در طي اقامتش در تركيه و ديدار با اردوغان كتاب اشعار مولانا را به عنوان هديه از دولت تركيه تحويل گرفت !! از سوي ديگر ناآگاهي برخي از رسانه هاي ايران بر اين آتش سرقت بزرگ تاريخي و فرهنگي دامن مي زنند و از مولانا جلال الدين محمد بلخي به نام مولاناي رومي ياد مي كنند و در برخي موارد هيچ نامي از ايران در كنار اين بزرگ مرد نمي آورند !! در كدامين زمان از تاريخ مشاهده شده است شخصي كه به دليل نبود امنيت در آن برهه از زندگي اش ( حاصل قتل عامهاي تركان مغول در ايران ) مجبور به اقامت در كشوري شده باشد ولي پس از مدتي متعلق به آن كشور شده باشد ؟ خوشبختانه طي چند سال اخير بزرگان و مشاهير نامدار و مردمي ايران زمين منجمله استاد شهرام ناظري - استاد محمد رضا شجريان - استاد سيد خليل عالي نژاد - استاد محمود فرچيان و . . . با برگزاري كنسرتهاي بزرگ موسيقي ايراني در جهان و خلق تصاوير عرفاني جهاني از مولانا مهر باطلي بر اين ادعاي كشور بي هويت تركيه زدند . تلاش هاي مردمي در نهايت در آبان ماه 1386 به گوش دولت ايران رسيد و ايران بزرگترين اجلاس گراميداشت مولانا را در ايران ( تهران - خوي - تبريز ) برگزار نمود .
دكتر لاهوتی: مولانا، ایرانی و خراسانی است
نام ، محل تولد و آثار منثور و منظوم مولانا همگی بر ایرانی بودن این شاعر و عارف بزرگ دلالت دارد.
دكتر حسن لاهوتی در گفتگوی اختصای با پایگاه اطلاع رسانی شبكه خبر با اشاره به این كه مولانا جلال الدین محمد بلخیِ خراسانی، معروف به مولوی، در كشورهای غربی به رومی مشهور است گفت: لقب رومی به این علت به این شاعر بزرگ ایرانی داده شد كه وی مدتی از عمر خود را در منطقه ای كه به روم شرقی معروف و تحت حكومت امپراتوری بیزانس بود، زندگی و در آنجا فوت كرده است.
این استاد مولوی شناس افزود: زمانی كه مولانا در خراسان پا به جهان گذاشت پدر و مادر وی او را جلال الدین محمد نامیدند كه نامی اسلامیِ ایرانی است؛ مثنوی او كه 26 هزار بیت است و دیوان بزرگ و حجیم غزلیات او ، همه به زبان فارسی است و او مسلمان است.
وی افزود: مثل همه ایرانیان ، مولانا هموطن ماست همزبان ماست (یعنی فارسی سخن می گوید) و هم كیش ماست (یعنی مسلمان است).
دكتر لاهوتی تاكید كرد كلمه رومی كه به مولانا اطلاق می كنند و به او نسبت می دهند هیچ كدام از این مشخصات را ندارد؛ شما هیچ رومی را پیدا نمی كنید كه زاده ایران نباشد و اسم او جلال الدین یا احمد باشد یا اسم دیگر ایرانی یا اسلامی داشته باشد.
این استاد مولوی شناس با اشاره به این كه منطقه ای كه اكنون تركیه نام دارد و قونیه در آن واقع است، در زمان مولانا به نام آناتولی و تحت حكومت بیزانس یا روم شرقی بود و ایرانیان به آن روم شرقی می گفتند، افزود: پدر مولانا زمانی كه او 10 تا 12 ساله بود از بلخ مهاجرت كرد و در قونیه سكنی گزید، بنا بر این جلال الدین محمد در قونیه رشد ، نمو و زندگی كرد و در قونیه هم از دنیا رفت و امروز هم مقبره او در آنجاست.
وی افزود: از آنجا كه این سرزمین را در آن زمان روم شرقی می خواندند اروپایی ها و به طبع آنان همسایگان ترك ما به مولانا لقب رومی دادند و لقب ایرانی و خراسانی او را به فراموشی سپردند.
دكتر لاهوتی با ابراز تاسف از اینكه ما ایرانی ها هم در خیلی موارد مولوی را رومی می خوانیم گفت: روزگاری وقتی نام مولوی را روی كتاب ها درج می كردند لقب خراسانی او را می نوشتند و پس از آن لقب رومی او را به سبب اینكه در آن منطقه زندگی می كرد، می نوشتند.
وی برای مثال به كتاب مثنوی معنوی كه نیكلسون اروپایی آن را تصحیح كرده است اشاره كرد و گفت: نیلكسون اگر اسم خراسانی را نگذاشته، نوشته است: "مثنوی معنوی تالیف جلال الدین محمد بن محمد بن حسین بلخی ، ثم الرومی" و كلمه بلخی اولین لقبی است كه برای مولانا می گذارد؛ بنابر این ما نباید فراموش كنیم كه مولانا جلال الدین، بلخی، خراسانی و ایرانی است.
این استاد مولوی شناس افزود: ما اگر در مثنوی و دیوان شمس بگردیم شعری پیدا نمی كنیم كه در وصف یكی از شهرهای روم باشد در حالی كه بارها درباره شهرهای ایران مثل بلخ، سمرقند، سبزوار و كاشان مطلب نوشته است. زبان او هم زبان فارسی است ، حتی در نثر او كه در فیه مافیه است هم بارها از خراسان و بلخ نام برده شده است.
وی افزود: در آثار مولانا هیچ گاه نمی بینیم كه درباره آناتولی، استانبول، آنكارا ( آنقوره) و حتی قونیه كه در آن زندگی می كرده است مطلبی نوشته باشد و همه اینها دلالت بر آن دارد كه مولانای ما، ایرانی و خراسانی است و لقب رومی فقط به علت این است كه مدتی در آن منطقه زندگی و در آنجا فوت كرده است، همین و بس.
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »
این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.

با نام خدا
...................................................................در........................................................
..........................................................................................................که.................